خرید بک لینک
خدافظی در اوج 17:42 - جمعه بیست و چهارم شهریور ۱۳۹۶ - hichکلا اینجوریه که تا اواخر مرداد هچی به هچی...همش یلل و تلل اعمال مارو تشکیل میدن و هیچ حال خاصی نداره....در همین اواخر تصمیم پدر بر سفر رفتن میشود که اون هم معمولا بل یک اتفاق یهویی خنثی میشه...امسال مصادف شد با بیماری مامی و ددی بزرگ و مدرسه(حوصله تایپ ندارم اگه نه ما صداش میکنیم اقاجون)و تازه تونسم یکم روح بیمارم رو ترمیم بخشم...از سوی دی

برچسب: خدافظی, نویسنده: ساحل مرادی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 21:54

- اگه یه ماه از سال بودم ؟ اسفند- اگه یه روز هفته بودم ؟ شنبه- اگه شی بودم؟ ....- اگه یه عدد بودم ؟ ۴- اگه نوشیدنی بودم ؟ قهوه- اگه آرزو بودم ؟ مریض نشدنش..زنده بودنش...سلامتی خونوادم.خنده عزیزام- اگه کشور بودم ؟ از تعلق بدم میاد...ج نمدم...- اگه فعل بودم ؟ مردن.از دست دادن- اگه درخت بودم ؟انبه.گردو- اگه آب و هوا بو

برچسب: چالشم, نویسنده: ساحل مرادی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 21:54

سر درد 15:35 - چهارشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۶ - hichمیرید برا بچه هاتون خوابگاه بگیرید...یا حتی برا خودتون خونه تو اپارتمان....بچه شیش سالتونو ول نکنید تو طبقات که ده بار از این سر تا اونسر راه رو رو بدوه...در اتاقو ببندید و بشینید حرف بزنید...بلند بلند حرف نزنید....جهاز عروس که نمیبرید که ۳ یا ۴ نفری میاید بچینید...شاید یه بیشعور احمقی یه قبری داره سعی میکنه بکپه....یه بیشعوری که بد خواب بشه سر

برچسب: نویسنده: ساحل مرادی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 21:54

بیشعوری ینی میدونم با وجود تمام رفیقام و تنها راه حرف زدن باشون نته. ولی وقتی وصل شم حالم بد میشه و هیشکی نمیتونه حالمو خوب کنه.....بیشعوری ینی وصل کردن نت....بیشعوری ینی اتیش زیر خاکسترو باز بپاشی تو هوا.....تصمیم دارم حرفی که مدیری گفته رو بزنم به دیوار....همون جریان نبخشیدن و اینا....اصلا به درک که تنها میشم...مگه قبلا نبودم....تموم این مدت خیلیا نبودن...دوروز اومدن بگن هستین و بعد هم...بگذریم

برچسب: بیشعوری, نویسنده: ساحل مرادی تاريخ: سه شنبه 7 شهريور 1396 ساعت: 17:07

خب.....نمشه ننویسم....دو سه روزه که حال من بهتره

انگار احیاش کردن

برش گردوندن

و اوج حال خوب امروز بود

انقدر ممثل دیواته ها وقتی همه گریه میکردند لبخند زدم و وقتی همه دیگه اروم شده بودن چیکه کردم که اگه کسی میدیدم دقیقا دعاش میشد اولویت قرار دادن من.....اصلل عاشق این شکل از دیوونگیم.....این حال خوبو مدیون نگاهتم....زندگیمو مدیون اون حواسیم که جمعمه همش....اصلا روایت داریم که

تو نگاهم میکنیو عشق ازم میباره

من یه دیوونم که دیوونگیشو دوست داره

برچسب: نویسنده: ساحل مرادی تاريخ: سه شنبه 7 شهريور 1396 ساعت: 17:07

تا اخر عمرم هم بشم ازین عابدان درگاهت که فقط کارشون شکر گزاریه هیچجوره از پسش برنمیام که تشکر کنم ازت....جریان همونه که سعدی گفت دیگه....

برچسب: چطوری,ممنون؟؟؟؟, نویسنده: ساحل مرادی تاريخ: سه شنبه 7 شهريور 1396 ساعت: 17:07

شاید فرصتی باشه واسه یکم فکر کردن

مخلصیم

برچسب: صاحب,وبلاگ,اطلاع,ثانوی,تنهاست, نویسنده: ساحل مرادی تاريخ: سه شنبه 7 شهريور 1396 ساعت: 17:07

مثلا یه فرجی شه بعد این پونزده بیست سال کمر دردش خوب شه...بعد این سه چار سال سر دردش...مثلا روزی باشه که نخواد پنهون کنه درد داره....مثلا بقیه هر وقت تک میبیننش نخوان براشون بشه مرهم درد....مثلا همه مشکلا و مشغله های ذهنیش بشه زندگیه خودش...نه که فلانی بچشو میخواد تو 14 سالگی شوهر بدا...فلانی با شوهرش مشکل داره...فلانی کمک خواسه برا فلان چیز...فلانی قهر کرد از در خونه برگشت....چرا این فلانیا نمبی

برچسب: میدونی,کسمه, نویسنده: ساحل مرادی تاريخ: سه شنبه 7 شهريور 1396 ساعت: 17:07

الان یه جوری دارم پشت سر هم بد میارم حس میکنم خدام میگه ببین نحصی ازت میباره....ینی اگه خودش هوامو نداشت الان اینقد حالم خوب نبود....قشنگ همین روزا که تو فکر پارسال این موقعم باس طوری بشه که باز همه بگن رشتت به درد نمیخوره...بگن راضی نبودن از انتخاب رشتم.....و منو این فکر که واقعا طاقت میارم تا اون روزی که دکترام تموم شه...یا خونواده میزارن یا نه....یا نکنه یه نره خری پاشو بزاره تو این جهنم زندگیم

برچسب: نویسنده: ساحل مرادی تاريخ: سه شنبه 7 شهريور 1396 ساعت: 17:07

اخخخخخخخخ خدا.....امروز باز رخدادی بد تر از دیروز....تو این سراشیبی سوقوط.....این شاید بدترین بود...رنجوندن ادمای دوست داشتنی زندگیت....مثل همیشه....سوالم اینه...چرا من بی ثمر و عذاب دهنده نمیمیرم....خب هدف از خلقت من مگه این نبود که عزیزترینم نجات پیدا کنه از یه بیماری...خو الان به هدف رسیدیم...کم کم میشه 19 سال که رسیدیم....جمعم کن بریم دیگه...اهنگ توی گوشم امروز

منو از این عذاب رها نمیکنی

کنارمی به من نگاه نمی کنی

تموم قلب تو به من نمیرسه

همین که فکرمی برای من بسه

برچسب: خودم,متنفرممممم, نویسنده: ساحل مرادی تاريخ: سه شنبه 7 شهريور 1396 ساعت: 17:07

این کتاب از دید من خیلی خوب بود....خب....پایان خوب و جالبی نداشت مطمعنا...ولی به نظرم تونست کمی دید بده بهم...اونایی که عاشق رمان عاشقانه ان و عاشق شخصیت های اصلیش میشن باید بخونن این کتاب....

کتاب دوتا نگارش مختلف داره....6 فصل اول از نظر ادبی خیلی خوبه و 9 فصل بعدی از نظر محتوا...داستان اونقدری جذاب میشه که تورو تا پایان ماجرا ببره...

پیشنهاد میکنم بخونید،....

کتاب های غیر عاشقانه سراغ دارید پیشنهاد بدید...

مخلصیم

برچسب: هرگز,نخوان, نویسنده: ساحل مرادی تاريخ: سه شنبه 7 شهريور 1396 ساعت: 17:07

صفحه بندی